تبليغاتX
ســـــــــــــــــــتاره صبــــــــــــح
همه چیز هست!!!
          

                                                             

                                                              

                   

                   به وبلاگ من خوش اومدین....

هر جور مطلبی که بخواین(داستان٬شعر٬اس ام اس و جک٬عکس قشنگ٬

بیوگرافی از بازیگر ها و....) میتونین تو این وبلاگ پیدا کنین.با دادن نظراتتون

هم منو خوشحال میکنین!

              

+ نوشته شده در  شنبه 29 اسفند1388ساعت 13:3  توسط مرجان | 
۱.قتی تو پیروز میشی من با غرور به همه میگم:هی...اون دوست منه.وقتی شکست میخوری آروم

 در گوشت میگم:هی...من دوست تو ام!

۲.من مینویسم(د ی د ا ر)تو اگر بی من و دلتنگ منی یک به یک فاصله ها را بردار.

۳.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟¿؟؟؟

اينا همه تو رو دوست دارن  اما اون كه غش كرده منم!

۴.میدونی فرق تو با انار چیه؟انار هزار تا دونه داره.اما تو فقط یه دونه ای.

۵.به <@> من تو ><( ( (:>
.
.
.
.
نفهمیدی؟....میگم به چشم من تو ماهی!

۶.می گن صدقه بلا رو دور می کنه.می دونی من چرا صدقه نمی دم؟؟

چون نمی خوام ازمن دور بشی بلا...!

۷.سه گل برام خیلی عزیز است: گل سرخ که مظهر احساس است.

گل شقایق که دلش مثل دلم خونه.

سومین گل گلی که این sms را می خونه!

۸.خیلی پستی...

 
....

و بلندی ها را باید رفت

تا به گلی چون تو رسید!

۹.هواشناسی گفت ابری بودن هوا باعث پژمرده شدن گلها شده.اس ام اس دادم ببینم گل من

حالش چطوره؟!

۱۰.می دونی چرا تو رو تو گلفروشی راه نمی دن ؟

چون با دیدن تو گلها خشکشون میزنه...!

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 19:55  توسط مرجان | 

 تنبلهاي عزيز توجه فرمائيد راهكار هاي جديد رسيد :

1.روزها استراحت كنيد تا شبها بتوانيد راحت بخوابيد.

2.در نزديكي تختتان صندلي راحتي بگذاريد، تا اگر از خواب بيدار شديد، روي آن بنشينيد

و استراحت كنيد.   

۳.خوابيدن به نشستن، نشستن به ايستادن، ايستادن به راه رفتن اولویت دارد.

4.جايي كه مي توانيد بنشينيد چرا مي ايستيد.

5 .كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا.

۶. اگر حس كار كردن به شما دست داد، كمي صبر كنيد.عجله کار شیطان است!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 25 مرداد1387ساعت 18:30  توسط مرجان | 

    آدمک آخر دنیـاســــت بخنـــــد


   آدمک مرگ همین جاست بخنــد


   دست خطی که تورا عاشق کرد


   شوخی کاغــذی ماســت بخنـــد


   آدمک خـر نشــوی گریــه کنـی


   کل دنیا سراب اســت بخنـــــــد


   آن خدایی که بزرگش خوانــدی


   به خدا مثل تو تنهاست بخنــــــــــــــــد...

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 13:11  توسط مرجان | 

از قدیم گفن: گر خواهی نشوی رسوا٬هم رنگ جماعت شو....

ولی دیگه نگفتن سطل رنگ وردار خودتو رنگ در و دیوار کن!

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 12:53  توسط مرجان | 
۱.امیدوارم تو خونه پماد سوختگی داشته باشی چون برات یه بوس داغ فرستادم !

۲.یه قطره اشک به خاطر تو میندازم تو دریا٬تا وقتی که نتونی پیداش کنی٬دوست دارم!

۳.شکسپیر میگه:کسی رو که دوسش داری هر چند وقت یه بار بهش یاد اوری کن تا فراموش نکنه

قلبی براش میتپه.........."این یک یاد آوریست!"

۴.اس ام اس زدم خداحافظی کنم٬اگه خوبی بدی از ما دیدی حلال کن.آخه من فردا برای همیشه

دارم میرم کره ماه تا بتونم تا ابد دورت بگردم!

۵.دیشب دونه دونه به ستاره ها سر زدم٬اما هیچ کدوم ستاره من نبود....

میبینی چقدر فراموشکار شدم؟ تو ماه هستیو من میون ستاره ها دنبالت میگشتم!

۶.اگر دیدی یه خرس دنبالت کرد نترس٬چون اونم فهمیده تو چه عسلی هستی!

۷.انا لله و انا الیه راجعون.....ارسال کننده این پیام٬کشته مرده شماست!

۸.به چینی(woo ay ni),به ترکی(soni soyron),به عربی(oheboka),به انگلیسی(I love you).....

دیگه به چه زبونی بگم دوست دارم؟؟!

۹.فکر کردی اس ام اس زدم کارم پیشت لنگه؟یا که دستم زیر سنگه؟نه بابا٬ فقط دلم واست تنگه!

۱۰.دوست داری بگم میخوام هر روز با تو بیدار شم بعد بفهمی با ساعتم بودم!

دوست داری بگم چرا رفتی؟بعد بفهمی با برق بودم!

دوست داری بگم میخوام همیشه کنارم باشی٬بعد بفهمی با موبایلم بودم!

دوست داری بگم خیلی دوست دارم٬بعد بفهمی با.....نه دیگه٬این بار با خودت گلت بودم!

+ نوشته شده در  جمعه 11 مرداد1387ساعت 14:3  توسط مرجان | 

گوش های سنگین»

مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوائيش کم شده است. به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولى نميدانست اين موضوع را چگونه با او در ميان بگذارد. بدين خاطر، نزد دکتر خانوادگىشان رفت و مشکل را با او در ميان گذاشت. دکتر گفت براى اين که بتوانى دقيقتر به من بگويى که ميزان ناشنوايى همسرت چقدر است آزمايش ساده اى وجود دارد. اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: «ابتدا در فاصله 4 مترى او بايست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنيد همين کار را در فاصله 3 مترى تکرار کن. بعد در 2 مترى و به همين ترتيب تا بالاخره جواب دهد.» آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق تلويزيون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداى معمولى از همسرش پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟ جوابى نشنيد. بعد بلند شد و يک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟ باز هم پاسخى نيامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقريباً 2 متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزيزم شام چى داريم؟ باز هم جوابى نشنيد. باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نيامد. اين بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزيزم شام چى داريم؟ زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمين بار ميگم : خوراک مرغ!

نتيجه اخلاقى: مشکل ممکن است آنطور که ما هميشه فکر ميکنيم در ديگران نباشد و شايد در خود ما باشد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 مرداد1387ساعت 16:8  توسط مرجان | 
چند مرده حلاجه؟؟؟؟

میازار موری که دانه کش است٬

که جان دارد و جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند کاری که باز آید به کنعان غم مخور!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 15:55  توسط مرجان | 
۱.زندگي مثل بازي شطرنجه... البته توخيلي بچه اي، برو همون منچتو بازي كن!

۲. (09351234567)اين شماره پينوکيو است، بهش زنگ بزن ببين چه طوري آدم شده، شايد تو هم

 آدم شدي!

۳.نظريهء يک جامعه شناس :آدما 3 دسته هستند : دسته اول ، دسته دوم ، و از همه مهمتر

دسته سوم !

۴.قیمت میوه ها افزایش یافته قدر خودتو بدون گلابی!

۵.از سن خودت 20 سال کم کن. باقيمانده رو با 7 جمع کن. اگه عدد زوج بود با 1 جمع و اگه فرد بود از

يک کم کن. اگه رنگ تيره رو دوس داري ضرب در 3 کن و اگه رنگ روشن رو دوس داري ضربدر 3.5 کن.

 نتيجه نهايي رو ول کن . حال خودت چطوره؟!

۶.زندگی سه مرحله ی مهم و عجیب دارد:

1-مرحله اول 2-مرحله دوم 3-مرحله سوم!

۷.هه هه هه......ببخشید.......

یه لحظه تو رو تو ذهنم تجسم کردم نتونستم جلوی خودم رو بگیرم!

۸.صدات رو می خوام ، نه برای لطافتش ، برای اینکه روی وانت داد بزنی ؛ نمکییه!

۹.سلام عزیزم؛شنیدم پنج شنبه آینده

جشن نامزدیته تبریک میگم ؛ واقعا خوشحال شدم
.
.
.
ستاد مبارزه با افسردگی دختران ترشیده!

۱۰.........

     .......

     .......

ببخشید٬یادم رفت میخواستم چی بگم.دوباره برو بالا شاید یادم اومد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 13:51  توسط مرجان | 

نام:کیرا نایتلی

به انگلیسی:Keira Knightle

زاده: ۲۶ مارس ۱۹۸۵ در لندن

کایرا نایتلی در جنوب لندن در حومه ریچموند در 26 مارس 1985 متـولد شده او دختر ویل نایتلی بازیگر و شارمن مک دونالد نویسنده است . برادر بزرگتر او کالب در 1979 متولد شد او همزمان دو کار بازیــگری و نویسندگی را انجام می داد نکته جالـب در مورد کایـرا ایـن است که وی در سـن سه سالگی از بـرادرش کـه آژانـس بازیگر یـابی داشته پرسـیده که آیا می تواند فیلمی بازی کند در سن شش سالگی در اولین برنامه تلوزیونی خود در نقـش دختر کوچکی در جشن شاهانه بازی کرده که در 1993 پخش شد سپـس در نوجوانی در چند سکانس دهکـده عشقبازی که اقتباسی از یک داستان عشقی هم جنس خواهـی زنانه با نام بیـل ( 1984 ) اسـت در 1996 در برنامه تلوزیونی treasure seekers و چنـد برنامـه تلـوزیونـی دیگر بازی کرد.اولین باری که نام کایرا را در تمامی دنـیا به گوش رسیـد زمانی بود که در نقش سبا یکی از خدمه شاهزاده آمیدالا در اپیزود اول جنگ ستارگان 1999 بازی کرد.

فیلم شناسی...»

۱۹۹۹:جنگ ستــــــــــــــــــارگان

۲۰۰۲:مثل بکام شـــــــــوت کن

۲۰۰۳:دزدان دریایی کارائیـــب۱

        فقط عشـــــــــــــــــــــــق

۲۰۰۴:شاه آرتــــــــــــــــــــــــور

۲۰۰۵:غرور و تعصــــــــــــــــــب 

        دومینـــــــــــــــــــــــــــــو

       جلیقـــــــــــــــــــــــــــــــه

۲۰۰۶:دزدان دریایی کارائیب۲

۲۰۰۷:دزدان دریایی کارائیب۳ 

         کفـــــــــــــــــــــــــــــاره

برای دیدن بقیه عکسای کیرا نایتلی به ادامه مطلب برین

(شش عکس خیلی قشنگ از کیرا نایتلی)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 22:55  توسط مرجان | 
((فوتبال بانوان در آرامش و بدون هیچگونه هیاهو و سر و صدایی برگزار میگردد!))

ــ اون شماره شیش رو میبینی؟؟؟نامرد عجب خوشگلیه ها....!

ــ بغلیشو چی میگی...خیلی رو فرم تره!!

ــ بابا شما ها کجای کارین...ببینین دروازه بانشون چقدر جیگره!!

نظرت چیه؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه 5 مرداد1387ساعت 19:56  توسط مرجان | 

۱.توی این دنیای بزرگ واسه هر کسی ممکنه پیش بیاد که یه زمانی ٬یه کسی٬از یه جایی٬با یه

 

نیتی٬یه اس ام اس سرکاری بهش بده!

 

۲.خواستم خونه عشقو تو قلبت بازم.......اما شهرداری مجوز نداد!

 

۳.گاهی وقتا اینقدر حواست به خودته و در آرزوهای خودت غرق میشی که یادت میره یه نفر

 

منتظرته تا.....................از دستشویی بیای بیرون!

 

۴.مخابرات طرح دقایق رایگان رو برای تمام خطوط ارائه کرده.اگه حروف رمز(lokso-mtce-ir-free) رو به

 

صورت برعکس به شماره ۳۰۰۰۰۹۰ اس ام اس کنی٬معلوم میشه خیلی اوسکولی!

 

۵.اگه گفتی فرق تو با جوراب چیه؟اون لنگه داره ولی تو نداری.حالا اگه گفتی فرق تو با گاو چیه؟

 

شوخی کردم٬هیچ فرقی نداری!

 

۶.یک بار به تو گفتم دوستت دارم.پس از آن هزار بار گفتم......غلط کردم!

 

۷.آیا میشو شما زمانی با من زیر یک سقف.....

 

..........منچ بازی کنید؟؟؟

 

۸.لبخند راهی است برای زیبا شدن.....

 

.....تو نیشتو ببند٬فایده نداره!

 

۹.اگه گفتی این چیه؟؟

 

و.O.O..,Oف...+!!!!..؟/

 

........انقدر زور نزن٬خودمم نمیدونم!

 

۱۰.اگه یه روز یه پروانه اومد نشست رو شونت اذیتش نکن٬

 

چون من آدرس قشنگترین گل دنیا رو بهش دادم....

 

....

 

بذار یکم استراحت کنه خودش میره پیدا میکنه!!

+ نوشته شده در  جمعه 4 مرداد1387ساعت 16:39  توسط مرجان | 

بهای یک ساعت کار...

مردی، دیر وقت، خسته و عصبانی، از سر کار به خانه بازگشت. دم در پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود.
- بابا! یک سوال از شما بپرسم؟

- بله حتما. چه سوالی؟
- بابا، شما برای هر ساعت کار، چقدر پول می گیرید؟
مرد با عصبانیت پاسخ
داد:" این به تو ارتباطی ندارد. چرا چنین سوالی می کنی؟"
- فقط می خواهم بدانم
. بگویید برای هر ساعت کار، چقدر پول می گیرید؟
- اگر باید بدانی خوب می گویم، 20
دلار.
پسر کوچک در حالی که سرش پایین بود، آه کشید. سپس به مرد نگاه کرد و گفت
:" می شود لطفا 10 دلار به من قرض بدهید؟"
مرد بیشتر عصبانی شد و گفت:" اگر دلیلت
برای پرسیدن این سوال، فقط این بود که پولی برای خریدن یک اسباب بازی مزخرف از من بگیری، سریع به اتاقت برو، فکر کن و ببین که چرا اینقدر خود خواه هستی. من هر روز، سخت کار می کنم و برای چنین رفتارهای کودکانه ای وقت ندارم."
پسر کوچک، آرام به
اتاقش رفت و در را بست.
مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد:" چطور به خودش اجازه می
دهد برای گرفتن پول از من چنین سوالی بپرسد؟" بعد از حدود یک ساعت مرد آرام تر شد و فکر کرد که شاید با پسر کوچکش خیلی تند و خشن رفتار کرده است. شاید واقعا چیزی بوده که او برای خریدش به 10 دلار نیاز داشته است. به خصوص اینکه خیلی کم پیش می آمد پسرک از پدرش در خواست پول کند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز
کرد.
- خواب هستی پسرم؟
- نه پدر، بیدارم
.
فکر کردم شاید با تو خشن رفتار کرده
ام. امروز کارم سخت و طولانی بود و همه ناراحتی هایم را سر تو خالی کردم. بیا، این 10 دلاری که خواسته بودی.
پسر کوچولو نشست، خندید و فریاد زد:" متشکرم بابا" بعد
دستش را زیر بالشش برد و چند اسکناس مچاله شده در آورد.
مرد وقتی دید پسر کوچولو
خودش هم پول داشته است، دوباره عصبانی شد و غرولند کنان گفت:" با اینکه خودت پول داشتی، چرا باز هم پول خواستی؟"
پسر کوچولو پاسخ داد:" برای اینکه پولم کافی
نبود، ولی الان هست. حالا من 20 دلار دارم. می توانم یک ساعت از کار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟ دوست دارم با شما شام بخورم......."

 

  

 

+ نوشته شده در  جمعه 4 مرداد1387ساعت 10:51  توسط مرجان | 

«در حصار راز من»

 

هیچ جز حسرت نباشد کار من

 

بخت بد بیگانه ای شد یار من

 

بی گنه زنجیر بر پایم زدند

 

وای از این زندان  محنت بار من

 

وای از این چشمی که می کاود نهان

 

روز و شب در چشم من ، راز مرا

 

گوش بر در می نهد تا بشنود

 

 

شاید ان گمگشته آواز مرا

 

گاه می پرسد که اندوهت ز چیست ؟

 

فکرت آخر از چه رو آشفته است

 

بی سبب پنهان مکن این راز را

 

درد  گنگی در نگاهت خفته است

 

گاه می نالد به نزد دیگران

 

کو دگر  آن دختر  دیروز نیست

 

آه آن خندان لب  شاداب من

 

این زن ِ افسرده  ، مرموز نیست

 

گاه می کوشد که با جادوی عشق

 

ره به  قلبم برده افسونم کند

 

گاه میخواهد که با فریاد ٍخشم

 

زین حصار راز بیرونم کند

 

گاه می گوید که کو؟ آخر چه شد

 

آن نگاه  مست و افسونکار تو؟

 

دیگر تُن لبخند شادی بخش و گرم

 

نیست پیدا بر لب  تبدار تو

 

من پریشان ، دیده می دوزم بر او

 

بی صدا نالم که این است آنچه هست

 

خود نمی دانم که اندو هم ز چیست

 

زیر لب گویم: چه خوش رفتم ز دست

 

همزبانی نیست تا بر گویمش

 

راز ٍاین اندوه  وحشتبارٍ خویش

 

بی گمان هرگز کسی چون من نکرد

 

خویشتن را مایه ی آزار خویش

 

از منست این غم که بر جان منست

 

دیگر این خود کرده را تدبیر نیست

 

پای در زنجیر می نالم که هیچ

 

الفتم با حلقه ی زنجیر نیست

 

آه اینست آنچه می جستی به شوق

 

راز من راز  نی دیوانه خو

 

راز  موجودی که در فکرش نبود

 

ذره ای سودای نام و آبرو

 

راز موجودی که دیگر هیچ نیست

 

جز وجودی نفرت آور بهر تو

 

آه نیست آنچه رنجم میدهد

 

ورنه کی ترسم زخشم و قهر تو

  

                                 شعراز: فروغ فرخزاد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 12:0  توسط مرجان | 

۱.همیشه پشت سر هر مرد موفق، زنی است... که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره!

۲.میدونی فرق تو با آهن چیه؟؟

آهن زنگ میزنه ولی تو حتی یه اس ام اس هم نمیدی!

۳.مشترک گرامی یادآوری میشود:بتزین سهمیه بندی شده است نه اس ام اس!

۴.وقتي به آخر خط رسيدي....

.........از اتوبوس پياده شـو!

۵.همسرت نیکی کن. اگر همسر نداری به دوست دخترت نیکی کن. اگر دوست دختر نداری یکی پیدا

کن. اگر پیدا نکردی تلاش کن. اگر تلاشت نتیجه نداد... خاک بر سرت کنن بی عرضه بی خاصیت!

۶.لپتو بیار جلو...
00:03

00:02

00:01

BOOM!
این چک رو زدم تا بگی منتظر اس ام اس کی بودی که این جوری پریدی رو گوشیت؟!

۷. اگر می بینی اینقدر دوستت دارم... اگر می بینی فدات می شم... اگر می بینی تو دنیا با هیچ کس

عوضت نمی کنم.......باور کن اکس خوردی تو توهمی!!!

۸.توجه: از هموطنانی که بضاعت مالی برای فرستادن اس ام اس را ندارند، تک زنگ نیز پذیرفته می

شود.(صندوق حمایت از بیماران اس ام اسی.) 

۹.روحت شاد و یادت گرامی.....این اس ام اس رو واسه هر کی فرستادم فرداش مرد٬مواظب خودت باش!

۱۰.می دونی فرق تو با پینوکیو چیه؟...........پینوکیو آدم شد ولی تو آدم نمی شی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 11:42  توسط مرجان | 

 

انســان......

 

شـنـبــه بـه دنـیـا مـی ایــد.

 

یکشنبه به مدرسه می رود.

 

دوشنبه عاشق  می شـود.

 

سه شنبه ازدواج مـی کنـد.

 

چهار شنبه بچه دار میشود.

 

پنج شنبه مریض می شود.

 

و جــمـعه مـي مـيــرد.......

 

 

   

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 10:40  توسط مرجان | 

قوت قلب......

در بيمارستاني ، دو مرد بيمار در يك اتاق بستري بودند. يكي از بيماران اجازه داشت كه هر روز بعد از ظهر يك ساعت روي تختش بنشيند . اما بيمار ديگر مجبور بود هيچ تكاني نخورد و هميشه پشت به هم‌اتاقيش روي تخت بخوابد.
آنها ساعت‌ها با يكديگر صحبت مي‌كردند، از همسر، خانواده، خانه، سربازي يا تعطيلاتشان با هم حرف مي‌زدند.
هر روز بعد از ظهر ، بيماري كه تختش كنار پنجره بود ، مي‌نشست و تمام چيزهايي كه بيرون از پنجره مي‌ديد براي هم‌اتاقيش توصيف مي‌كرد. بيمار ديگر در مدت اين يك ساعت ، با شنيدن حال و هواي دنياي بيرون ، روحي تازه مي‌گرفت.
اين پنجره ، رو به يك پارك بود كه درياچه زيبايي داشت مرغابي‌ها و قوها در درياچه شنا مي‌كردند و كودكان با قايقهاي تفريحي‌شان در آب سر گرم بودند. درختان كهن ، به منظره بيرون ، زيبايي خاصي بخشيده بود و تصويري زيبا از شهر در افق دوردست ديده مي‌شد. همان طور كه مرد كنار پنجره اين جزئيات را توصيف مي‌كرد ، هم‌اتاقيش چشمانش را مي‌بست و اين مناظر را در ذهن خود مجسم مي‌كرد.
روزها و هفته‌ها سپري شد.
يك روز صبح ، پرستاري كه براي حمام كردن آنها آب آورده بود ، جسم بي‌جان مرد كنار پنجره را ديد كه با آرامش از دنيا رفته بود . پرستار بسيار ناراحت شد و از مستخدمان بيمارستان خواست كه مرد را از اتاق خارج كنند.
مرد ديگر تقاضا كرد كه تختش را به كنار پنجره منتقل كنند . پرستار اين كار را با رضايت انجام داد و پس از اطمينان از راحتي مرد، اتاق را ترك كرد.آن مرد به آرامي و با درد بسيار ، خود را به سمت پنجره كشاند تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره بيندازد . بالاخره او مي‌توانست اين دنيا را با چشمان خودش ببيند.
در كمال تعجت ، او با يك ديوار مواجه شد.
مرد ، پرستار را صدا زد و پرسيد كه چه چيزي هم‌اتاقيش را وادار مي‌كرده چنين مناظر دل‌انگيزي را براي او توصيف كند !
پرستار پاسخ داد: شايد او مي‌خواسته به تو قوت قلب بدهد. چون آن مرد اصلا نابينا بود و حتي نمي‌توانست ديوار را ببيند.

                         

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 10:24  توسط مرجان | 
۱.میدونی رمز موفقیت چیه؟

..

..

پیش خودت بمونه:

۶۳۴۷۹۵۷۴۳۰۶۷۵۵۴۲۵۶۶۹۰۸۰۵۶۴۸۶

۲.آخه چرا؟؟

.....

بگو چرا؟

.....

تو که انقدر باهوشی....تو دیگه چرا؟؟؟

....

....آخه تو که میدونی سر کاری چرا باز تا آخرش میخونی؟؟!!

۳.خیلی دوست دارم زود به زود ببینمت....اما حیف که بلیت باغ وحش گرونه!

۴.اين پيغام کاملا جديه. باور کنيد. منم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عيدي داد

يه توپ قلقلي داد!

۵.اگه از در بندازی بیرون از پنجره میام؛ اگه پنجره رو ببندی از راه آب میام؛ اگه راه آب رو کیپ کنی از

دودکش میام؛ اگه بخاری رو روشن کنی از شیر آب میام؛ اگه شیر آب رو ببندی زمین رو می کنم و از

زمین میام.....قربان شما:سوســـــک!

۶.اگر مایلید با یک انسان عقب افتاده ازدواج کنید، موارد زیر را به خاطر بسپارید:
...
...
...
خاک بر سرت! مگه مایلی؟!!

۷. #####0>==<#####
چیه؟فکر کردی الان می گم این منم که از دوری تو روی ریل قطار خوابیدم؟ اگه گوشیتو 90 درجه به

سمت چپ بچرخونی می بینی که دارم از نردبان ترقی بالا می رم!

۸.یک حقیقت زندگی: هر چقدر به دیگران کمک کنی، چند برابرش از جایی که فکرشو نمی کنی بهت

کمک می شه. می گی نه؟ شماره حساب منو یادداشت کن...

۹.عزیزم!
دو
...
دوس
...
دوست
...
سخته بگم
...
دوست
...
دو سه تا اس ام اس جدید داریم برام بفرستی؟!

۱۰.تو دنیا یکی هست که فقط برای تو نفس می کشه...
...
...
اون هم دماغته!

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 22:4  توسط مرجان | 
پدرم اینجوری بود وقتی من . . .

۴ ساله که بودم فکر میکردم پدرم هر کاری رو میتونه انجام بده.

۵ ساله که بودم فکر میکردم پدرم خیلی چیزها میدونه.

۶ ساله که بودم فکر میکردم پدرم از همه پدرها باهوشتره.

۸ ساله که شدم٬گفتم پدرم همه چیز رو هم نمیدونه.

۱۰ ساله که شدم با خودم گفتم اون موقع ها که پدرم بچه بود همه چیز با حالا کاملا فرق داشت.

۱۲ ساله که شدم گفتم خوب طبیعیه٬پدر هیچی در این مورد نمیدونه....دیگه پیر تر از اونه که بچگی

هاش یادش بیاد.

۱۴ ساله که بودم گفتم زیاد حرف های پدرمو جدی نگیرم.اون خیلی سنتی فکر میکنه.

۱۶ساله که شدم دیدم خیلی نصیحت میکنه گفتم باز گوش مفتی گیر اورده.

۱۸ ساله که شدم...وای خدای من.باز گیر داده به رفتار و گفتار و لباس پوشیدن من.همی جور الکی

به آدم گیر میده.عجب روزگاریه.

۲۰ ساله که بودم گفتم پناه بر خدا.بابا به طرز مایوس کننده ای از رده خارجه.

۲۵ ساله که شدم دیدم که باید ازش یه چیزایی بپرسم.اون سال ها با این قضایا سرو کار داشته و

ممکنه یه چیزایی یادش مونده باشه.

۳۰ ساله که بودم به خودم گفتم بد نیست با پدرم مشورت کنم.هر چی نباشه اون تجربش از من

بیشتره و چند تا پیرهن بیشتر از من پاره کرده.

۴۰ ساله که شدم مونده بودم پدر چطوری از پس این همه کار بر میاد؟چقدر عاقل و کاربلده.

۵۰ ساله که شدم حاضر بودم همه چیزمو بدم که پدر برگرده تا من بتونم بیشتر از وجودش بهره ببرم.

اما افسوس که قدرشو ندونستم و برای همیشه از دست دادمش...

اونایی که هنوز از وجود نازنین پدر بهره مندین٬قبل از اینکه دیر بشه و بخواین افسوس بخورید٬

قدر وجود گرانبهای پدراتون رو بدونید.

 روز پدر رو به همه پدرای گل دنیا بخصوص پدرای ایرانی گل تر

                        تبریک میگم

   

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 9:47  توسط مرجان | 

 

                      «در ازای نیکی»

 

در شهری پسرک فقيری زندگی می کرد كه برای گذران زندگی و تامين مخارج تحصيلش دستفروشی می كرد. از اين خانه به آن خانه می رفت تا شايد بتواند پولی بدست آورد. روزی متوجه شد كه تنها يک سكه 10 سنتی برايش باقيمانده است و اين درحالی بود كه شديدا احساس گرسنگی می كرد. تصميم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا كند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد. دختر جوان و زيبایی در را باز كرد. پسرک با ديدن چهره زيبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط يک ليوان آب درخواست كرد.
دختر كه متوجه گرسنگی شديد پسرک شده بود بجای آب برايش يک ليوان بزرگ شير آورد. پسر با طمانينه و آهستگی شير را سر كشيد و گفت : «چقدر بايد به شما بپردازم؟ » دختر پاسخ داد: « چيزی نبايد بپردازی. مادر به ما آموخته كه نيكی ما به ازایی ندارد.» پسرک گفت: « پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاری می كنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد. پزشكان محلی از درمان بيماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستانی مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام

كنند.
دكتر هوارد كلی ، جهت بررسی وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگاميكه متوجه شد بيمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد. بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بيمار حركت كرد. لباس پزشكي اش را بر تن كرد و برای ديدن مريضش وارد اطاق شد. در اولين نگاه او را شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بيمارش اقدام كند. از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولانی عليه بيماری ، پيروزی ازآن دكتر كلی گرديد.
آخرين روز بستری شدن زن در بيمارستان بود. به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد. گوشه صورتحساب چيزي نوشت. آنرا درون پاكتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت. مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد. سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد. چيزی توجه اش را جلب كرد. چند كلمه ای روی قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:
«بهای اين صورتحساب قبلا با يک ليوان شير پرداخت شده است»

               

                    

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 16:21  توسط مرجان | 
۱.فقیره پیتزا میخوره.شب بربری میاد تو خوابش میگه:بی وفا دیگه دوسم نداری؟!

۲.یارو به زنش میگه مهرتو بذار اجرا بریم خونه بخریم!

۳.یارو ميخواسته بچش رو نصيحت کنه! ميگه: چند سالته؟بچش ميگه: 16 سال. یارو ميگه : خاک بر سرت 

الان هم سن سالات 30 سالشونه!

۴.یارو مي ره مشهد ميگه يا امام علي.قربون اون سره بريدت برم كي ميشه  ظهور كني ما اينقدر

نيام قم!

۵.خسیسه بچش ۲۰ میگیره میزنه تو سر بچش میگه:با ۱۰ هم قبول میشدی.مجبور بودی این همه خودکار

مصرف کنی؟!

۶.روباهي به زاغي گفت: به به چه سري چه دمي عجب پايي...زاغه عصباني شد و گفت:

بي تربيت من اون موقع كلاس اول بودم حالا شوهر دارم!

۷.به یارو می گن:چرا ماشینتو از پلاک شروع می کنی به شستن؟می گه:والا یه بار ار سقف شروع

کردم به شستن رسیدم به پلاک دیدم ماشین خودم نیست!

۸.از یارو میپرسن فهمیدی زلزه اومد؟میگه:نه من روم اونور بود!

۹.به یارو میگن مبارک باشه ازدواج کردی.میگه:دائمی نیس٬اعتباریه!

۱۰.یارو از زمین و زمان گله می کرده می گه: چه دنیای بدی شده ادم نمی تونه به هیچ کس اعتماد کنه از

صبح تا حالا از 10نفر ساعت پرسیدم هر کدوم یه چیز می گن نمی دونم حرف کدوم رو باور کنم؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 8:46  توسط مرجان | 

 

 

نام:آوریل لاوین 

تاريخ تولد : 27 سپتامبر 1984

محل تولد:کانادا٬انتاریو٬ناپانی

مادر:جودي  پدر:جان خواهر:ميشل
قد : 157 سانتی متر ــ 
رنگ مو: بلوند
رنگ چشم : آبي

آوريـل لاويـن تابستان 2002 با نخسـتيـن آهنگ خود Complicated در سـن 17 سالگي درخشيــد.

او در نـوجوانـي آهنـگ مي سـاخت و گيتـار مـي زد. كر كيـسا ، جشن ها و نمايشـگاه هاي محلـي

اجازه دادند تا صداي لاوين شنيده شود و از خوش شانسي او مرد اول آريستا ركوردز، آنتـونيـو ريــد،

صدايش را شنيد و به آوريل در سن 16 سالگي پيشنهاد همكاري داد تا روياهاي آوريل را به حقيقت

تبديل كند.چندي نگذشت كه آوريل خود را در محاصره آهنگسازان و توليدكنندگان ديد.اما او هميشه

در ساختن جرقه هاي موسيقي تكيه بر ايده هاي خود داشت.در لس آنجلس زير نظر كليف مگنس

ClifMagness ، آهنگساز و توليد كننده ، نخستين آلبوم او ، Let Go ، توليد و پخش شد.آهنگ هاي

او  ماننـد Complicated و Sk8ter Boi جزء بهتريـن ها شد در حـالي كه I'm With You و Losing Grip

از راديو پخش مي شد. همچنين آلبوم دوم آوريل با نام Under My Skin در مي 2004 به بازار عرضه

شد.

 برای دیدن بقیه عکسای آوریل به ادامه مطلب برین....نظر هم یادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 8:10  توسط مرجان | 

                    «  داداشی غصه نخور»

                داداشي غصه نخور زندگي جذر ومد داره

                دنيامون يه عالمه آدم خوب وبد داره

                داداشي غصه نخورگريه پناه آدماس

                تروتازه موندن گل،مالِ اشک شبناماس

                داداشي غصه نخور،خاطره هامون کودکن

                توي اين قصه دلا يه وقتايي عروسکن

                داداشي غصه نخور،بازي زمين خوردن داره

                کار دنيا همينه،تولدومردن داره

                داداشي غصه نخور،تاب بازي افتادن داره

                زندگي شکستن ودوباره دل دادن داره

                داداشي غصه نخور،خيليا تنهان مثل تو

                خيليا با زخماي دنيا آشنان،مثل تو

                داداشي غصه نخور،زندگي بي غم نميشه

                اوني که غصه نداشته باشه آدم نميشه

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 14:52  توسط مرجان | 
۱.میدونم بیداری.ستاره ها رو میشمری.ولی یکیش نیست.چون داره بهت اس ام اس میده.منم خوابم

نمیبره.دارم گوسفندا رو میشمرم.یکیش کمه.چون داره اس ام اس میخونه!

۲.اگر تا آخر این اس ام اس رو بخونی سر سه سوت شیر میشی....

........اجی مجی لا ترجی......!

حالا ناراحت نشو.اگه شیر نشدی٬خر که شدی!

۳.فردا عصر خونه باش میخوام با خانواده بیام خونتون برای خواستگاری....... 

.........(ستاد شاد سازی دختران ترشیده!)

۴.با تو.....

........با تو تعارف ندارم که.چیزی بود همون بالا میگفتم!

۵.اگه یه نقطه قرمز تو آسمون دیدی فکر نکن قلب منه که برات پر کشیده.بلکه یک مگسه که ماتیک

زده!

۶.اگر کسی دستتو گرفت دستت لرزید٬قلبت لرزید٬همه وجودت لرزید....برای عاشق شدن عجله نکن.

شاید بابا برقی باشه!

۷.دوست دارم همیشه با تو برم ماهیگیری.آخه تو بهتر از هر کسی میتونی ماهیا رو جذب کنی

کرم عزیز و دوست داشتنی!

۸.از تو یه شاخه گل خواستم یه دسته دادی.سنگ خواستم صخره دادی.آب خواستم دریا دادی......

فکر کنم مشکل شنوایی داری!

۹.نمیدونم خواب دیدم برات اس ام اس دادم....نمیدونم تو خواب اس ام اس دادم.نمیدونم تو

خواب بودی اس ام اس دادم٬نمیدونم مرض داشتی خواب دیدی واست اس ام اس دادم٬نمیدونم

من خواب دیدم مرض دارم واست اس ام اس دادم٬نمیدونم تو مرض داریمیبینی سر کاری بازم تا تهش

می خونی؟!!!

۱۰.گه تو رو تو بیابون بکارن کاکتوس در میای!

اگه تو رویا بکارن کابوس در میای!

تو کویر بکارن خیارشور درمیای!

تو دل من اگه بکارن... عمرا دربیای!

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 14:2  توسط مرجان | 

          

                    .....پاسخ خیانت.....

 

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.

 

پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:

 

«لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت

 

ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و

 

عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست.باعشق : روبرت»

 

دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر،

 

پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت،

 

نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:

 

«روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان

 

عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان .....»

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 21:14  توسط مرجان | 
 

   زندگی مثل پیانوست

   دکمه های سیاه برای غم و دکمه های سفید برای شادیهاست.

   اما تنها زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سیاه

   و سفید درکنار هم به صدا در آیند.....

                

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 14:9  توسط مرجان | 
۱.عشق رو اد كن . غم رو دليت كن . دروغ رو هك كن . از معرفت كپي بگير . برام اف بذار .

و اين اس ام اس رو واسه عزيزترينت سند كن.

۲.اگه نصفه شب ديدي يه آدم کوتاه قد وچاق اومد تو اتاقت وانداختت تو يه کيسه چرمي و تو

رو برد اصلا نگران نشو چون ممکنه کسي تو رو از بابانوئل آرزو کرده باشه.

۳.درنگاه كسي كه معني پرواز رانمي فهمد هرچقدر اوج بگيري كوچكتر ميشوي

۴.اگه نیوتون قبل از مرگش چشمای تو رو میدید٬معنی حقیقی جاذبه رو میفهمید.

۵.یه عصا ۱۰۰۰ بار میخوره زمین تا صاحبش زمین نخوره.عصاتیم رفیق...

۶.(انا لله و انا الیه راجعون)ارسال کننده این پیام کشته مرده شماست

۷.هر قطره اشک نشان دل شکستگی است٬هر سکوت نشان تنهایی اسا٬هر لبخند نشان مهربانی

است و هر اس ام اس نشانه ای از دلتنگی من برای تو

۸.هر وقت تنها شدی٬ ستاره ها رو بشمار. اگر کم اومد قطره های بارون رو بشمار.اگر بند اومد٬

رو رفاقت من حساب کن که نه کم میاد نه بند میاد. 

۹.میدونی فرق تو با جاده چیه؟اون رو باید تا آخرش بری ولی تو خودت همین طوری آخرشی!

۱۰.قسم به لاو پاکم٬از عشق یو هلاکم.ای گل ریشه ریشه.آی لاو یو همیشه....

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 13:12  توسط مرجان | 

پس از ساعتها تحقيق ، برنامه روزانه ملتهای مختلف به شرح زير اعلام می شود :

 

امريکا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت ماندن در ترافيک ، 2 ساعت تفريح

ناسالم  ، 2 ساعت تماشای تلويزيون ، 2 ساعت کار با اينترنت

 

فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خيابان ، 4 ساعت کتاب

خواندن ، 2 ساعت حرف زدن عليه تلويزيون ، 2 ساعت خنديدن

 

ايتاليا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2

ساعت خيابان گردی

 

آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات

تلويزِيونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی

 

کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفريح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی

کاسترو

 

عربستان : 8 ساعت تفريح همراه با کار ، 6 ساعت تفريح همراه با خريد در خيابان

، 10 ساعت خواب

 

مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشيدن قليان ، 2 ساعت گوش کردن به

ام کلثوم.۲ ساعت حرف زدن در مورد گذشته

 

هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فيلم ، 2 ساعت

جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خيابان

 

پاکستان : 4 ساعت کار غير مجاز ، 8 ساعت خواب در حين کودتا ، 8 ساعت اعتراض عليه

کودتا ، 4 ساعت فرا ر از دست پليس

 

ايران : 8 ساعت خواب ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت حرکت در ترافيک ، 1 ساعت کار

،3 ساعت بحث در مورد گذران اوقات فراغت ، 2 ساعت بحث در مورد فوتبال

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 12:49  توسط مرجان | 

 شباهت هاي دختر ها و پسر هاي ايراني:

 

۱.هر دو تاشون فکر مي کنن جامعه درکشون نمي کنه!

 

۲.به دو تاشون اگر رو بدي سوارت ميشن!

 

۳.هر دوشون مي تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند!

 

۴.هردوتاشون با والدينشون دعوا و درگيري دارند!

 

۵.مهمترين ويژگي هر دوتاشون تغيير شخصيتشونه!

 

۶.دو تا شون در ظاهر دشمن خوني جنس مخالف هستند اما در باطن دلشون واسه

 

جنس مخالف غش و ضعف ميره!

 

۷.دو تاشون از دروغ متنفرن اما هيچ وقت سعی نمیکنند خودشون راست بگند!

                                            

                                              

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 16:33  توسط مرجان | 
۱. یارو مبره خونه خدا.وقتی بر میگرده ازش میپرسن چه طور بود؟میگه:خوب بود.ولی هیچ جا خونه

خود آدم نمیشه!

۲.یارو میره الکتریکی میگه:گلاب به روتون٬لامپ دارین؟طرف میگه:داریم.ولی چرا گلاب به رومون؟

یارو جواب میده:آخه واسه توالت میخوام!

۳.یارو رو میخواستن از خواب بیدار کنن.میگن: بیدار شو سحره.میگه:باشه.خودم بعدا بهش زنگ

میزنم!

۴.از یارو میپرسن چرا زن نمیگیری؟میگه:آخه تو این دوره زمونه کی میاد زنشو به ما بده؟!

۵.از یارو میپرسن ۱۷ شهریور چه روزیه؟میگه:فکر کنم ۱۵ خرداد باشه!

۶.یارو یه سکه از زیر خاک پیدا میکنه٬روش نوشته بوده:تاریخ ضرب ۲۰۰ سال قبل از میلاد!

۷.به یکی میگن:خیلی آقایی.میگه:ما بیشتر!

۸.یارو میره ساندویچی.میگه:آقا قربون دستت یه کالباس بده.فقط بی زحمت توش گوجه نذار.

طرف میگه:آقا ما امروز اصلا گوجه نداریم.میخوای به جاش خیار شور نذارم؟!

۹.یارو میره دزدی.صاحبخونه بیدار میشه میگه کیه؟میگه:هیشکی نیست.گربست...بع بع بع...!

۱۰.یارو یه شماره تلفن پیدا میکنه.زنگ میزنه بهش میگه:ببخشید من شمارتون رو پیدا کردم.آدرس

 بدین براتون بیارمش!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 12:12  توسط مرجان | 
 
صفحه اول
ايميل
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام دوستان
من مرجان هستم.مشهد زندگی میکنم.دبیرستانیم.این وبلاگ رو هم همین جوری(عشقی) درست کردم که هر موقع وقت داشتم یا حالش بود بیام توش آپ کنم...
مطالبی رو که خودم خوشم میاد یا برام جالبن میزارم تا بقیه هم استفاده کنن.اگه نظر بدین خیلی خیلی خوشحال میشم.اگر هم دوس داشتین بگین تا تبادل لینک کنیم.
همین دیگه.خوش باشین....نظر نداده هم نرین!

نوشته های قبلی
اسفند 1388
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
آرشیو موضوعی
sms.....
احساسی
جالب!!!!
بیوگرافی
مناسبت ها
داستانی
پیوندها
بزرگترین سایت برای طرفداران هری پاتر
هبـــــــــوط زندگــــي
آهو
بوف کور....
پسر آفتاب
جعبه جادو
داستان هاي عاشقونه
سیاهی و سفیدي
سنيوريتا
آچار فرانسه عشق
niny love
Welcome lovely
آموزش وبلاگ نويسي
خاطرات درخت توت
Baby girl
توت فرنگي
نسیم رحمت
شريعتي
§تميز¤وزين¥منزل®
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان